تبلیغات
د.ی.د.ا.ر
 
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد
از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.



سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 | نظرات ()

 

از درد های كوچك است كه آدم می نالد

وقتی ضربه

 سهمگین باشد

لال می شوی




سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 | نظرات ()

 

خودم را درگیر روز مرگی ها می كنم تا فراموش كنم

فراموش می كنم روز مرگی هایم را

اما تو را......

س.و

 




یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 | نظرات ()

تو را نمی دانم

ولی من حرف آخرم را با بغض خوردم




یکشنبه 28 اسفند 1390 | نظرات ()

دلم پر است!پر از یک بغض مبهم

و چند قطره اشک و شاید هم پر از سکوت

نگاهی که هیچ نگفتن را دوست دارد .

نگاهی که رو ایینه هم سنگینی میکنه .

دلم پر است اخر پر از بغضی که در گلو تر می شود

و با این حال و هوادوست دارم بالا بیارمت بغض پیر!

دلیلی برای اشک ریختن ندارم ،چون تو مرا بی دلیل تنها گذاشتی

و هیچ با خود فکر نکردی که بعد از تو چگونه تنها شدم


یکشنبه 28 اسفند 1390 | نظرات ()

خدایا!کودکان گل فروشت را می بینی؟

مردان خانه به دوش،

،زبانهای عشق فروش،

،انسانهای ادم فروش،همه را میبینی؟

میخواهم یک تکیه آسمان کلنگی بخرم...!!

دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد

 




یکشنبه 28 اسفند 1390 | نظرات ()

چگونه میشودبه زخمهای پاگفت

که تمام راه رفته اشتباه است




یکشنبه 28 اسفند 1390 | نظرات ()

                            احساس سوختن به تماشا نمی شود

آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم




یکشنبه 28 اسفند 1390 | نظرات ()
انگار همین دیروز بود كه بوی عید پیچیده بود در اتاق كارم
و داشتم تبریك عید را برایتان
می نوشتتم
چقدر زود گذشت....
" دوستی داشتم كه همیشه می گفت روزها زود نمی گذرند این آدمها هستند كه در روزها غرق شده اند و گذر روزها را حس
نمی كنند"
بهرحال به نظر من امسال خیلی زود گذشت.....
چه آرزوی كنم بهتر از اینكه سال جدید را همراه با سلامتی و سر زندگی،
سر افرازی، آغاز كنید و مشكلات مالی و كاری و تحصیلی .... زیاد شما را دلخور نكند.
امیدوارم در هر كجای این كره خاكی كه هستین سال 1391 را به خوشی آغاز كنید و تا اخر سال هم هرچه خوشی، عشق و كامیابی است مال شما باشد.
 
در این میان مرا هم از دعای خود محروم نكنید
س.و



شنبه 27 اسفند 1390 | نظرات ()

فقط دارم فكر میكنم

به اینكه چقدر من زود باور بودم

و چقدر تو

دروغگوی ماهر و بازیگر خوبی

آدماهای این دوره چقدر بد شده اند

آنقدر بد شده اند

كه سرشان را كه بر شانه ات می گذارند

فكر های پلید در ذهنشان می پرورانند

دلم میخواهد فقط و فقط به زندگی ام فكر كنم

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

س.و




چهارشنبه 24 اسفند 1390 | نظرات ()

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

در آتش چهارشنبه سوری حیفم آمد نامه هایت را بسوزانم

چه بد میشد آتش چهارشنبه سوری

با دروغ های تو

نامه هایت را امروز در كاغذ خرد كن ریختم

الكترونیكی الكترونیكی

مثل دوستیمان

مثل دروغهایت

س.و




چهارشنبه 24 اسفند 1390 | نظرات ()

دلم تنگ شده برای هفت سین های ساده مادر بزرگم

 دلم تنگ شده برای مادر بزرگم

دیشب خوابش را دیدم كلی بوسیدمش و كلی در آغوشش گرفتمش

كلی در آغوشش گریستم

كمی سبك شدم

مادربزرگ دلم برایت سخت تنگ شده است

كجایی كه ببینی همدم روزهای تلخ و شیرینت  

تنها و غمگین نشسته است

درد جسمانی امانش را بریده

كسی را هم دیگر خوب نمی شناسد

چقدر سخت است وقتی از او نشان خود را می پرسم

و به سختی با مشقت جواب میدهد

" برایم آشنایی"

مادر بزرگ جان، رفتی اما نمیدانی

بابابزرگ این سالها

دلش گرفته است و هیچ چیز خوشحالش نمی كند

خانه اش بدون تو نه دیگر رنگ دارد

نه نور                           

...........

دلم عجیب برایت تنگ شده مادر بزرگ

س.و




شنبه 13 اسفند 1390 | نظرات ()
گروه اینترنتی ایران سان

شعر های من ...
تابلو اند... !
.
همه
نبودنت را ...
تبلیغ میکنند ...



شنبه 19 آذر 1390 | نظرات ()
گروه اینترنتی ایران سان

کـاش دفتـر خاطراتــم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی
به رویش دست میکشیدم

تــو از درونش
با آرزوی من بیرون می آمدی!



شنبه 19 آذر 1390 | نظرات ()
گروه اینترنتی ایران سان
من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم ...
نام مرا گذاشتند "با جنبه" بی انکه بدانند
خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود…!



شنبه 19 آذر 1390 | نظرات ()
گروه اینترنتی ایران سان
نه پیشانی من به لبهای تو رسید ،
نه لیاقت تو به احساس من !
چیزی به هم بدهکار نیستیم ... !!!



شنبه 19 آذر 1390 | نظرات ()

گروه اینترنتی ایران سان

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم ....
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ؛
برای اینکه نگذارم بیایند .!!!



شنبه 19 آذر 1390 | نظرات ()
گروه اینترنتی ایران سان

ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺯ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﺩﺳﺘــﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ .
ﺩﺭ ﺟﯿﺒــــﺖ ﺑـــﮕﺬﺍﺭﺷﺎﻥ،
ﺷﺎﯾﺪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ،
ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ...



شنبه 19 آذر 1390 | نظرات ()
گروه اینترنتی ایران سان
دقیقا زمانی که داری توی بی‌خیالی همه چیو فراموش میکنی
یهو یه آهنگی،
یه نوشته‌ای،
یه اسمی،
یا حتی یه حرفی ...‌
همه خاطراتو میاره جلو چشمت ...


 




شنبه 19 آذر 1390 | نظرات ()

 

عید سعید غدیر را به تمامی سادات تبریك میگم

با آرزوی سلامتی ، سعادت و عاقب بخیری برای همه

س.و




دوشنبه 23 آبان 1390 | نظرات ()

آدم برفی عمر کوتاهی دارد ولی تا آخرین لحظه آب شدنش میخندد
مثل آدم برفی زندگی کردن سخت است
س.و




جمعه 20 آبان 1390 | نظرات ()

از تمام چیزهای که مرا از تو دور نگاه میدارد
از تمام چیزهای که مرا از کنار تو بودن باز میدارد
متنفرم
س.و




جمعه 20 آبان 1390 | نظرات ()

با این هوای سرد، اما من کنار پنجره هیچ سرمای احساس نمیکنم
آتشی که در دل دارم را با استشمام هوای سرد خاموش می کنم
اگر بشود...

 
س.و



جمعه 20 آبان 1390 | نظرات ()

وقتی دلت گرفته هرچه به ساعت نگاه کنی فقط لجبازی عقربه ها را می بینی بر سر گذران زمان ..
س.و




جمعه 20 آبان 1390 | نظرات ()

انگار کسی قفسه سینه ام را گرفته و اجازه نمی دهد نفسی که فرو می رود باز گردد، هوای اتاق مطبوع است و پاییزی ، از بیرون صدای جیرجیرک باغچه همسایه طنین انداز است، و من امشب بی خواب شدم.............. بی خواب شدم و صامت........ انگار قرار است امشب بی قرار شوم.
س.و




پنجشنبه 7 مهر 1390 | نظرات ()

دوستی داشتم که همیشه عاشق خنده هایم بود، نمیدانم چون کوچک بودیم عاشق خنده های شیطنت آمیزم بود یا خودم با خنده هایم............. دوست قدیمی کجایی، امروز بیا و ببین خنده های من طعم شیطنت ندارد فقط لبخند می زنم محض اطلاع
س.و




پنجشنبه 7 مهر 1390 | نظرات ()

شیر یا خط هم که بیاندازیم باز تو برنده ای
س.و




پنجشنبه 7 مهر 1390 | نظرات ()

زبان دیگری برای بیان حرفهایم نمیدانم، میدانم روزگاری سخنران قهاری بودم برای عده ای..... یا من فراست خود را از دست داده ام یا ادبیات تو با ادبیات من فرق می کند شدید
س.و




پنجشنبه 7 مهر 1390 | نظرات ()

خوش به حال ادم و هوا
هیچ گاه نفر سومی در میانشان نبود
س.و




پنجشنبه 7 مهر 1390 | نظرات ()

--

یه كاری كن كه می تونی

یه كاری در توان خودت

الكی نقش بازی نكن

من خودم خوب بازیگری هستم

شاید هم همه این راهها را من قبلا یك بار رفته ام

مثل یك كتاب خوانده شده از قبل

مرورش نكن برای من

من از مرور می ترسم

از یادآوری نفرت دارم

 

س.و




سه شنبه 29 شهریور 1390 | نظرات ()
Blog Skin